نور الدين جعفر بدخشى

285

خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )

و در چهارشنبه بيست و پنجم جمادى الاولى « 1 » تابوت بر تابع « 2 » الهى و مخزن پادشاهى « 3 » به خانقاه ميمون كه به خطهء مباركهء ختلان بيت‌المعمورست ( آ : برگ 102 الف ) رسيد « 4 » و از لمعان نور حضرت جناب سيادت « 5 » ابصار منتظره و انظار مبصره رخشيد . نظم اى ديده‌ها از روى تو روشن شده * و اى روشنان از بوى تو گلشن شده « 6 » اى دوست بدان كه در آن‌وقت كه تابوت جناب سيادت « 7 » را « 8 » از ولايت كنر « 9 » به جانب ماوراءالنّهر مىآوردند در واقعه ديده آمد كه فرشتگان بسيار بىشمار « 10 » بر مثال ابرهاى سفيد « 11 » متصل بر آسمان روان تشييع تابوت حضرت سيادت « 12 » مىنمودند و چون بر سر بالاى « 13 » اين فقير رسيدند . حقيقت را در وجود ايشان بديد و وجود سحابى « 14 » ايشان بگداخت و بر زمين « 15 » رسيد و به شكل مرغان سفيد و سبز پديد آمد « 16 » به روى آب « 17 » ( ت ) بزرگى كه آن آب هم از وجود ايشان پيدا شد در غايت صفا و جارى « 18 » به جانب اين فقير و آن ملائكه اين فقير را به غايت احترام مىنمودند و فهم كرده مىشد « 19 » ( ن ) « 20 » كه آن احترام از جهت تعلق خاطر جناب سيادت است با اين فقير « 21 » . نظم « 22 » زهى وقت و زهى وقت و زهى وقت * كه من قدرش ندانستم « 23 » جز اين وقت

--> ( 1 ) گ ، ل : جمادى الاوّل ، ت : جماد لاول . ( 2 ) گ ، ل : ريامح . ت ، ن : برنامج . ( 3 ) گ : پادشاهى را . ( 4 ) ل ، ن : ندارد ، ت : الهى و تحر حضرت . ( 5 ) گ ، ل : سيادت مآب . منورست آوردند . ( 6 ) گ : اين شعر را ندارد . ( 7 ) گ : ص 488 . جناب سيادت مآب . ( 8 ) گ : ندارد . ( 9 ) ل : كبر و سواد . گ : سواد و كنر . ( 10 ) گ : بىشمار ندارد . ( 11 ) ن : سپيد . ( 12 ) آ : سيّد . ( 13 ) ب ، ل ، ن ، گ : بر بالاى سر . ( 14 ) آ : سمانى ، ب ، ن : سبحانى . ( 15 ) آ : به زمين . ( 16 ) ت ، گ ، ل : آمدند . ( 17 ) آ : آبى ، گ : بر روى آبى بزرگ ، ت : برگ 82 ب . ( 18 ) آ ، ب : ندارد . ( 19 ) گ ، ل : فهم مىكردم ، ت : مىشود . ( 20 ) ن : برگ 127 الف . ( 21 ) ن : فقير سلمه اللّه ، گ : به اين فقير . ( 22 ) ل : بيت . ( 23 ) آ : نمىدانستم ، ت : اين شعر را ندارد .